پهلو شکسته همسر من ازبرم مرو
دل خون شود زهجر تو بال وپرم مرو
ای در ره علی شده جانباز،فاطمه
هجر ونبود تو نشود باورم مرو
بی تو،علی تو ،چه کند بین دشمنان
بی تو بدان که مضطر وبی یاورم مرو

آیند کودکان توبرگرد بسترت
هریک به ناله اند،بمان،مادرم مرو
بی مادری چه زود براین کودکان رسد
نخل جوان پر ثمرم کوثرم مرو
هرگز زیاد من نرود پشت در چه شد
شرمنده ام زتو به ابد گوهرم مرو
لعنت به آنکه زد به رخت سیلی ازجغا
نیلوفر شکسته ی غم پرورم مرو
ماندم چگونه پاسخ مولای خود دهم
ای دختر وامانت پیغمبرم مرو
گفتی که غسل ودفن ترا شب به پا کنم
این گفته ات زد ه به جگر آذرم مرو

شاعر : اسماعیل تقوایی